اشاره؛
به گزارش خبرگزاری حوزه، ایام فاطمیه فرصتی برای تبیین ابعاد مختلف سیره حضرت زهرا(س)، از جایگاه خانواده و فرزندآوری تا عفاف و حجاب است. در این میان، انتخاب زاویه دید و ادبیات مناسب برای تبیین این موضوعات، بهویژه در گفتوگو با نوجوانان و جوانان، اهمیت ویژهای دارد.
از همین رو، رسانه حوزه در گفتوگویی با حجتالاسلام والمسلمین حسینی قمی، استاد حوزه و خطیب و واعظ معارف اهل بیت(ع) به بررسی این موضوعات پرداخته است. متن این گفتوگو تقدیم شما فرهیختگان میشود.
محورهای مهم بحث
اهتمام به برگزاری و تبیین ایام فاطمیه
توجه به اجر و ثواب خدمت و کار برای حضرت زهرا(س)
تبیین موضوع فرزندآوری و جایگاه خانواده در سیره حضرت زهرا(س)
شیوههای ترویج عفاف و حجاب با بهرهگیری از سیره حضرت زهرا(س)
ضرورت انتخاب ادبیات مناسب برای گفتوگو با نوجوانان و جوانان درباره عفاف و حجاب
* حضرتعالی چه توصیههایی به خطبا و مبلغان برای تبیین شایسته ایام فاطمیه و بیان معارف حضرت زهرا(س) دارید؟
بسمالله الرحمن الرحیم
السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ، یَا مُمْتَحَنَةُ، امْتَحَنَکِ اللهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ، فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ صَابِرَةً.
به گمانم، مهمترین موضوعی که ما باید در مرحله نخست به آن توجه کنیم، اهتمام به موضوع فاطمیه است. الحمدلله، در سالهای اخیر توجه بیشتری به این موضوع شده است؛ اما به گمانم، هنوز حق این موضوع را ادا نکردهایم؛ اگرچه اساساً نمیتوانیم حق آن را بهطور کامل ادا کنیم.

اجازه بدهید بدون مقدمه، برای تبیین عظمت فاطمیه، به روایتی از وجود مقدس امام جواد سلاماللهعلیه اشاره کنم. این حدیث در کتاب کافیِ مرحوم کلینی رضواناللهعلیه، یکی از مهمترین منابع حدیثی شیعه، آمده است.
شخصی به نام موسی بن قاسم به محضر امام جواد سلاماللهعلیه رسید و به حضرت عرض کرد: «آقا، من هر سال که به زیارت خانه خدا مشرف میشوم، برنامهای برای خودم در نظر میگرفتم و آن، طواف به نیابت از انبیا بود. دلم میخواست به نیابت از ائمه علیهم السلام هم طواف کنم؛ اما به من گفتند: «إِنَّ الْأَوْصِیَاءَ لَا یُطَافُ عَنْهُمْ»؛ یعنی نمیتوان به نیابت از امامان طواف کرد.»
امام جواد علیهالسلام به او فرمودند که اینگونه نیست و هر مقدار که میخواهی، طواف کن؛ مانعی ندارد.
دو سه سال بعد، او مجدداً به محضر امام جواد علیهالسلام رسید و عرض کرد: آقا، از زمانی که شما فرمودید میتوان به نیابت از ائمه طواف کرد، هر وقت به مکه مشرف میشوم، برنامهای برای خودم در نظر گرفتهام. برنامهام این است که روز اول، تمام طوافهایم را به نیابت از رسولالله انجام میدهم.
حضرت سه مرتبه فرمودند: «صَلَّی اللهُ عَلَی رَسُولِ اللهِ».
او ادامه داد: روز دوم به نیابت از امیرمؤمنان، روز سوم به نیابت از امام حسن و امام حسین و به همین ترتیب، تا روز آخر به نیابت از شما طواف میکنم.
سپس به امام جواد علیهالسلام عرض کرد: اما به نیابت از مادرتان، فاطمه زهرا سلاماللهعلیها، «رُبَّما أَطُوفُ»؛ گاهی طواف میکنم. این کار در برنامهام نیست؛ گاهی طواف میکنم و گاهی هم طواف نمیکنم.
پاسخ امام جواد علیهالسلام به این راوی بسیار عجیب و تأملبرانگیز است. حضرت فرمودند: از این به بعد، هرگاه به زیارت خانه خدا مشرف شدی، «اسْتَکْثِرْ مِنْ هَذَا»؛ بیش از همه، به نیابت از مادرم، فاطمه زهرا سلاماللهعلیها، طواف کن؛ «فَإِنَّ هَذَا أَفْضَلُ مَا أَنْتَ عَامِلٌ»؛ زیرا این، بهترین و برترین کاری است که انجام میدهی.
چرا طواف به نیابت از حضرت زهرا سلامالله علیها افضل است؟
توجه کنید که این راوی به امام علیهالسلام عرض میکند: من به نیابت از رسولالله طواف میکنم و به نیابت از امیرمؤمنان نیز طواف میکنم. قطعاً مقام رسول خدا از حضرت زهرا سلاماللهعلیها بالاتر است. او همچنین میگوید به نیابت از امام حسن، امام حسین و دیگر ائمه علیهمالسلام طواف میکنم. پس چرا امام جواد سلاماللهعلیه میفرمایند که اگر به نیابت از مادرم، فاطمه زهرا سلاماللهعلیها، طواف کنی، این کار افضل است؛ حتی از طواف به نیابت از رسول خدا و امیرمؤمنان؟
پاسخ این پرسش، یک نکته اساسی است: در طول تاریخ، دشمنان اصرار داشتهاند که نام حضرت زهرا سلاماللهعلیها به فراموشی سپرده شود. امروز نیز همین مسئله وجود دارد. برای مثال، اگر بخواهید در هر نقطهای از جهان، بهویژه در کشورهای اسلامی، همایشی درباره مقام خاتمالنبیین برگزار کنید، کسی با اصل برگزاری آن مخالفت نمیکند. درباره زوایای مختلف زندگی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نیز کسی مخالفتی نمیکند؛ اما اگر در همین کشورها بگویید میخواهیم همایشی درباره زوایای زندگی حضرت زهرا سلاماللهعلیها برگزار کنیم، آیا اجازه میدهند؟
آیا اجازه میدهند درباره مظلومیت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها، خطبه صدیقه طاهره سلاماللهعلیها و حوادثی که پس از رحلت پیامبر بر آن حضرت گذشت، همایشی برگزار شود؟ قطعاً اجازه نمیدهند.
بنابراین، دشمنان در طول تاریخ اصرار داشتهاند که نام حضرت زهرا سلاماللهعلیها فراموش شود؛ درحالیکه در برابر اهلبیت علیهمالسلام، مسئله زنده نگهداشتن نام حضرت زهرا سلاماللهعلیها و مواضع ایشان، بهویژه پس از رحلت پیامبر، اهمیت فراوانی دارد. از همین رو، امام جواد علیهالسلام میفرمایند که اگر به نیابت از حضرت زهرا سلاماللهعلیها طواف کنی، این کار افضل است؛ حتی نسبت به طواف به نیابت از رسول خدا.
نکته دومی که عرض میکنم، بسیار مهم است. توجه کنید که این شخص میگوید من طواف میکنم. شما میدانید وقتی من به دور خانه خدا طواف میکنم، اینکه نیت کرده باشم به نیابت از رسول خدا طواف کنم یا به نیابت از حضرت زهرا سلاماللهعلیها، ظهور و بروز خارجی ندارد؛ یعنی کسی متوجه نمیشود که من به نیابت از چه کسی طواف میکنم. بااینحال، همین مقدار که دلمشغولی من، نیت من و فکر من به حضرت زهرا سلاماللهعلیها معطوف باشد، افضل است. درست است؟
اکنون اگر کاری انجام بدهیم که ظهور و بروز خارجی داشته باشد، آیا نمیتوان از این روایت استفاده کرد که اگر آن کار برای حضرت زهرا سلاماللهعلیها انجام شود، افضل است؟ برای مثال، اگر بخواهیم کتابی درباره حضرت زهرا بنویسیم، مجلسی برای ایشان برگزار کنیم، همایشی درباره آن حضرت داشته باشیم یا خبرگزاریها، سایتها، روزنامهها و مطبوعات و مجلات مطالبی درباره حضرت زهرا سلاماللهعلیها منتشر کنند، آیا نمیتوان از این روایت استفاده کرد که این کارها افضل است از اینکه مطالبی درباره رسول خدا منتشر کنیم؟
طواف، ظهور و بروز خارجی ندارد؛ بااینحال، امام جواد علیهالسلام میفرمایند که طواف به نیابت از مادرشان، فاطمه زهرا سلاماللهعلیها، افضل است.
به نظر من، این نکتهای است که همه عزیزان، بهویژه مبلغان بزرگوار، باید در ایام فاطمیه به آن توجه داشته باشند. اگر این نگاه امام علیهالسلام را در نظر بگیریم، مسئولیت ما نیز مشخص میشود. همانطور که عرض کردم، سند این حدیث در کتاب کافیِ مرحوم کلینی آمده و راوی آن نیز موسی بن قاسم است؛ روایتی از امام جواد علیهالسلام که باید مورد توجه قرار گیرد.
اینکه در سالهای اخیر، علمای ما و مراجع بزرگوار اینقدر بر برگزاری پررنگ مراسم فاطمیه تأکید دارند، بیارتباط با همین مسئله نیست. رهبر مجاهد و شهید ما نیز بر این موضوع اصرار داشتند. جمله معروف ایشان این بود: «مِنْ رِزْقِ طُولِ سَنَتِی مِنْ مَجْلِسِ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ سَلَامُ اللهِ عَلَیْهَا»؛ یعنی من رزق و توفیق طول عمرم را از مجلس حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها میگیرم. تأکیداتی که بحمدالله در سالهای اخیر بیشتر شده است، از همین جهت اهمیت دارد.
درباره پیامبر خدا، کتابها، همایشها، مصاحبهها و فعالیتهای گوناگونی انجام شده است و این اقدامات بسیار خوب است؛ هر اندازه هم که در این زمینه کار شود، باز کم است. اما درباره زندگانی و مواضع سیاسی حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها، متأسفانه کوتاهی شده است.

تأکید بر تبیین مبارزات سیاسی حضرت زهرا(س)، ترویج سبک زندگی خانوادگی و فرهنگ فرزندآوری در ایام فاطمیه
مطلب دوم که با کمال ادب و تواضع خدمت همه مبلغان و سروران عزیزم عرض میکنم، این است که باید از فرصت ایام فاطمیه استفاده کنیم؛ هم برای بیان مواضع سیاسی حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها که به آن اشاره کردم و ابعاد فراوانی دارد، و هم برای تبیین حیات اجتماعی و خانوادگی آن حضرت.
متأسفانه امروز کمتر به این ابعاد توجه میشود. نمیگویم هیچ توجهی به آنها نمیشود، اما توجه به این موضوعات کمتر از آن چیزی است که باید باشد.
بهعنوان نمونه، به موضوعی اشاره میکنم که امروز همه علمای ما، مراجع بزرگوار و رهبر شهید ما بارها بر آن تأکید داشتهاند؛ یعنی مسئله فرزندآوری. امروز در جامعه ما، اگر خانمی دو یا سه فرزند داشته باشد یا یک خانم جوان با فاصله زمانی کوتاه چهار فرزند داشته باشد، این موضوع عجیب تلقی میشود.
درحالیکه صدیقه طاهره سلاماللهعلیها در عمر کوتاه خود، نه سال با امیرمؤمنان سلاماللهعلیه زندگی کردند و چهار فرزند داشتند؛ و با احتساب محسن شهید، تعداد فرزندان ایشان به پنج نفر میرسد. شما چقدر اینگونه نمونهای پیدا میکنید! من گاهی در جلسات اعلام میکنم: اگر در این مجلس خانمی حضور دارد که نه سال از ازدواجش گذشته و چهار یا پنج فرزند دارد، بلند شود تا جایزهای به او بدهیم و از او قدردانی کنیم.
آیا نباید مسئله فرزندآوری را در سیره حضرت زهرا سلاماللهعلیها ببینیم؟ آمارهایی که امروز ارائه میشود، نشان میدهد تهدیدی که با آن مواجه هستیم، جدی است و نباید آن را شوخی گرفت. ده سال دیگر، بیست سال دیگر یا پنجاه سال دیگر، وضعیت جمعیت کشورمان به کجا خواهد رسید؟
بهویژه اینکه این مسئله، موضوعی روشن و آشکار است و پنهان نیست. من آمارهایی را بررسی میکردم که نشان میداد در برخی مناطق، برای مثال همدان، گیلان و خراسان، یعنی مناطقی که بخش عمده جمعیت آنها از پیروان اهلبیت علیهمالسلام هستند، آمار فرزندآوری پایینتر است؛ اما در مناطقی مانند سیستان و بلوچستان، بهویژه بلوچستان، بالاترین آمار فرزندآوری گزارش میشود.
آیا شما راضی هستید که تناسب جمعیتی کشور، از نظر جمعیت پیروان صدیقه طاهره سلاماللهعلیها، ده سال، بیست سال یا سی سال دیگر به هم بخورد؟
اگر میگوییم زندگی حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها الگوی ماست، تقاضای من از مبلغان عزیز این است که حتماً بر این نکته تأکید کنند و به موضوع اخلاق در خانه و خانواده حضرت زهرا سلاماللهعلیها بپردازند.
روایتهایی که درباره زندگی خانوادگی آن حضرت میشنویم، موضوعاتی جدی و قابل تأملاند. برای مثال، امیرمؤمنان سلاماللهعلیه میفرمودند که تمام غمها و اندوههایی که تحمل میکردند، بیرون از خانه بود؛ غمهایی که ناشی از جنگ، جهاد، سختیها و مشکلات اقتصادی بود.
میدانید که امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه از مهاجران بودند. مهاجران کسانی بودند که از مکه به مدینه هجرت کردند. آنان تمام زندگی و هستی خود را در مکه گذاشتند و به مدینه آمدند؛ زیرا کفار اجازه نمیدادند که زندگی و اموالشان را همراه خود ببرند. در مدینه نیز اوج مشکلات اقتصادی، جنگ و جهاد وجود داشت. قریب به هشتاد جنگ رخ داد و امیرمؤمنان سلاماللهعلیه در تمام این جنگها حضور داشتند. ایشان گاهی با بدنی مجروح که هفتاد، هشتاد یا حتی نود جراحت داشت، به خانه بازمیگشتند.
بااینحال، خود امیرمؤمنان سلاماللهعلیه میفرمایند که تمام این غمها و اندوهها بیرون از خانه بود و «وَلَقَدْ کُنْتُ أَنْظُرُ إِلَیْهَا»؛ وقتی من به چهره نورانی فاطمه زهرا سلاماللهعلیها نگاه میکردم «فَتَنْکَشِفُ عَنِّی الْهُمُومُ وَالْأَحْزَانُ»؛ تمام غمها و اندوهها از قلب من بیرون میرفت.
بد نیست در همین زمینه به آمار طلاق نیز اشاره کنم. آمار طلاق بسیار نگرانکننده است و متأسفانه امروز شاهد افزایش مشکلات و جداییهای خانوادگی هستیم. برخی میگویند زندگی سخت است؛ اما آیا زندگی امروز ما از زندگی دوران حضرت زهرا سلاماللهعلیها و امیرمؤمنان سلاماللهعلیه سختتر است؟
ما باید سختیهای زندگی در دوران حضرت زهرا سلاماللهعلیها را برای مردم ترسیم کنیم و در کنار آن، سازگاری، گذشت و تحمل را نیز در زندگی آن حضرت و امیرمؤمنان سلاماللهعلیه نشان دهیم. این هم موضوعی است که در اینجا فقط به آن اشاره میکنم. امیدوارم خدا توفیق بدهد تا در ایام تبلیغ، بهصورت مفصل به آن بپردازم.
گاهی با مبلغان عزیز جلساتی برگزار کردهایم و کارگاههایی داشتهایم که در آنها تأکید کردهایم باید این مسائل را به خانوادهها تذکر داد. موضوع طلاق و جداییها و آمارهای مربوط به آن، بسیار خطرناک است و باید جدی گرفته شود.
اگر میگوییم الگوی ما حضرت زهرا سلاماللهعلیهاست، ارادت به آن حضرت فقط به این معنا نیست که دسته عزاداری راه بیندازیم، اشکی بریزیم و مجلسی برگزار کنیم. این امور لازم و واجباند، اما وظیفه ما به همین موارد محدود نمیشود.
این وظیفه مبلغ است که بتواند در ایام فاطمیه کاری کند تا دختر جوانی که پای منبر او نشسته است و همچنین پسر جوانی که پای منبر او حضور دارد، از زندگی حضرت زهرا سلاماللهعلیها الگو بگیرند و آن را در زندگی خود به کار ببندند.
باز هم در همین زمینه، به آماری اشاره میکنم که همین اواخر مشاهده کردم. این آمارها شوخی نیستند و بسیار نگرانکنندهاند. گفته میشود هجده میلیون نفر از دختران و پسرانی که به سن ازدواج رسیدهاند، هنوز ازدواج نکردهاند و بخشی از آنان از سن متعارف ازدواج گذشتهاند؛ یعنی عدهای از آنها دیگر بهطور قطعی ازدواج نخواهند کرد. من قبلاً آماری درباره سیزده میلیون نفر دیده بودم، اما این بار با آمار هجده میلیون نفر مواجه شدم. البته نمیدانم این تفاوت ناشی از چه محاسبه دیگری بوده است.
حالا فرض کنید این آمار سیزده میلیون، ده میلیون، دوازده میلیون یا هجده میلیون نفر باشد. من گاهی به دوستان گفتهام: شاید ما نمیدانیم سیزده میلیون نفر یعنی چه! وقتی میگویند تهران سیزده میلیون نفر جمعیت دارد، شما در تهران قدم بزنید و تصور کنید که از میان افرادی که میبینید، دختران و پسرانی هستند که به سن ازدواج رسیدهاند، اما ازدواج نکردهاند و دیگر نیز ازدواج نخواهند کرد. بخشی از این جمعیت را همین افراد تشکیل میدهند. این وضعیت بسیار نامطلوب و نگرانکننده است.
ما باید در تبیین زندگی حضرت زهرا سلاماللهعلیها، چنین الگوهایی از زندگی آن حضرت را برای مردم ارائه کنیم.
اگر گفته میشود که مشکلات وجود دارد، باید پرسید آیا مشکلات امروز ما با مشکلاتی که حضرت زهرا سلاماللهعلیها و امیرمؤمنان سلاماللهعلیه با آن مواجه بودند، قابل مقایسه است؟ گذشته از این، مشکلات همیشه وجود داشتهاند و هیچ دورهای از زندگی بشر بدون مشکل نبوده است. گاهی ما مشکلات را آنقدر پررنگ میکنیم که جوانان دچار ترس و نگرانی میشوند و از ازدواج فاصله میگیرند.
به نظر من، این موضوع نیز از مسائل اجتماعی روز است که مبلغان ما حتماً باید به آن بپردازند؛ از جمله اخلاق در خانه، مسئله طلاق و مسئله فرزندآوری. اینها موضوعات بسیار مهمی هستند که من همواره بر آنها تأکید کردهام و به مبلغان عزیز یادآوری کردهام.
در ایام فاطمیه، اگر قرار است ده شب در یک مکان منبر برویم، باید موضوعات را میان این شبها تقسیم کنیم. دستکم دو یا سه شب را باید به مواضع سیاسی حضرت زهرا سلاماللهعلیها اختصاص بدهیم؛ از جمله خطبه حضرت زهرا و مبارزات آن حضرت.

اکنون فرصت ندارم بهتفصیل به این موضوع بپردازم، اما در جلساتی بهصورت مفصل درباره آن صحبت کردهام. حضرت زهرا سلاماللهعلیها ده نوع مبارزه داشتهاند. یکی از آنها ایراد خطبه است. نمونه دیگر، راه ندادن کسانی است که به حضرت ظلم کرده بودند و پس از آن برای عیادت ایشان آمدند. یکی دیگر از این مبارزات، گفتوگویی است که حضرت با وساطت امیرمؤمنان سلاماللهعلیه، پس از اجازه دادن به آن افراد برای ورود، با آنان در مجلس انجام دادند. همچنین خطبه حضرت در جمع زنان مهاجر و انصار، از دیگر جلوههای مواضع سیاسی ایشان است.
بهطور کلی، حضرت زهرا سلاماللهعلیها ده نوع مبارزه داشتهاند. وصیت ایشان به دفن شبانه، تشییع شبانه و نیز این وصیت که راضی نیستند کسانی که به ایشان ظلم کردهاند، برای نماز بر پیکرشان حاضر شوند، از جمله این موارد است.
بنابراین، در برنامه دهشب فاطمیه، دستکم باید دو یا سه شب به تبیین مواضع سیاسی حضرت زهرا سلاماللهعلیها اختصاص پیدا کند. یکی از موضوعات مهم در این زمینه، خطبه نورانی حضرت زهرا سلاماللهعلیهاست؛ خطبهای باعظمت که متأسفانه به اعتقاد من، واقعاً به فراموشی سپرده شده است. این موضوع نیز باید بخشی از برنامههای تبلیغی ما در ایام فاطمیه باشد.
در کنار این مباحث، بخشی از برنامهها باید به حیات اجتماعی حضرت زهرا سلاماللهعلیها اختصاص پیدا کند، بخشی باید به معضلات اجتماعی جامعه امروز بپردازد و بخشی نیز باید حیات عبادی حضرت زهرا سلاماللهعلیها را تبیین کند. باید مجموعهای از این موضوعات را در فرصت ایام فاطمیه مورد توجه قرار دهیم و درباره ابعاد گوناگون زندگی آن حضرت سخن بگوییم.
* با توجه به اهمیت مسئله اجتماعی عفاف و حجاب در جامعه، چه توصیهها و نکاتی برای مبلغان عزیز دارید تا بتوانند این موضوع را بهدرستی به مخاطبان خود منتقل کنند؟
به نظر من، بحث حجاب در شرایط کنونی، موضوعی بسیار ظریف و پیچیده است. نحوه ورود به بحث حجاب واقعاً به درایت نیاز دارد. گاهی در سطح شهر میبینیم که برخی افراد برای ترویج حجاب، تابلوها و بنرهایی نصب میکنند یا تصاویری به نمایش میگذارند که به نظر من، این اقدامات خودشان ضدتبلیغ هستند. در واقع، خطابهایی که در این تصاویر و بنرها خطاب به خانمهای بدحجاب یا بیحجاب مطرح میشود، به گمان من، باعث فراری دادن مخاطب میشود، نه جذب او.
ما باید از اهلبیت علیهمالسلام الگو بگیریم. این موضوع، مسئلهای بسیار مهم و پیچیده است. به یاد دارم زمانی در رسانهها، بسیاری از مردم و حتی برخی مسئولان میگفتند: «آقا، چرا درباره حجاب صحبت نمیکنید؟» من در پاسخ گفتم که باید به ادبیات و شیوه گفتوگو توجه کنیم. اینکه من بیایم آیات نورانی قرآن، مانند «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ...» را بخوانم، بهتنهایی مسئله را حل نمیکند. آیا واقعاً تصور میکنید افرادی که امروز در جامعه ما بدحجاب یا بیحجاب هستند، نمیدانند که حجاب در اسلام واجب است؟ آیا باور میکنید کسی نداند که حجاب در اسلام واجب است؟ همه این افراد میدانند که حجاب در اسلام واجب است؛ بنابراین، مسئله اصلی، ادبیات و شیوه گفتوگو با آنهاست.
نمیخواهم بگویم که در این چند دقیقه میتوانم بهطور کامل به این ادبیات و شیوه گفتوگو بپردازم؛ اما این وظیفه شماست و رسانهها نیز باید در این زمینه تلاش کنند و ادبیات مناسب را پیدا کنند.
برای مثال، میتوانیم از سیره حضرت زهرا سلاماللهعلیها استفاده کنیم و بگوییم که آن حضرت درباره حجاب چه فرمودهاند. حضرت زهرا سلاماللهعلیها هنگام خاکسپاری خود وصیت کردند که برای ایشان تابوتی بسازند که دیواره داشته باشد تا در هنگام تشییع، حجم بدن ایشان در برابر نامحرمان نمایان نشود. البته اگر من امروز این داستان را برای تمام زنان بدحجاب یا بیحجاب ایران نقل کنم، آیا همه آنها با شنیدن این ماجرا محجبه میشوند؟ قطعاً چنین اتفاقی نمیافتد.
امروز کار ما از این حرفها فراتر رفته است. انتظار جدی من این است که رسانهها در این زمینه تلاش کنند؛ زیرا به نظر من، در این زمینه کوتاهی شده و ما هنوز ادبیات و شیوه گفتوگوی مناسب را پیدا نکردهایم. گاهی نیز حرفهایی میزنیم که به نظر من، نتیجه آنها ضدتبلیغ است.
بهعنوان نمونه، زمانی در یکی از برنامههای رسانه ملی گفتم: ببینید، وضعیتی که امروز در جامعه ما مشاهده میکنیم، فقط به بدحجابی محدود نمیشود؛ حتی مسئله از بیحجابی نیز فراتر رفته است. بیحجابی تنها یک لایه از این مسئله است و لایههای بعدی آن، از این وضعیت نیز نگرانکنندهتر است. منظورم، گسترش آزادیهای بیحدوحصر در عرصههای مختلف زندگی است؛ مسائلی که در خبرها میبینید، تجمعهایی که شکل میگیرد، محفلهای شبانهای که برگزار میشود و وضعیت گفتوگوها و روابط میان افراد، تا جایی که اساساً این پرسش مطرح میشود که دیگر چه معنایی برای محرم و نامحرم باقی میماند.
در چنین شرایطی، پسر و دختر هر جا که بخواهند میروند و هر نوع رابطهای را که بخواهند برقرار میکنند؛ بهگونهای که گویی زندگی کاملاً آزاد و بدون محدودیت شده است. مسئله فقط برداشتن روسری نیست؛ امروز موضوع به اینجا رسیده است که پسر و دختر میخواهند هر نوع رابطه و گفتوگویی را که میخواهند با یکدیگر داشته باشند. در چنین شرایطی، این پرسش مطرح میشود که وقتی دختر و پسر میتوانند به این شکل با یکدیگر ارتباط داشته باشند، اساساً چه نیازی به ازدواج احساس میکنند؟ چرا باید محدودیتها و هزینههای ازدواج را بپذیرند، درحالیکه میتوانند بدون پذیرش آنها با یکدیگر ارتباط برقرار کنند؟
حرف من این است که باید به این مسائل توجه کنیم. همانطور که عرض کردم، نمیخواهم بگویم تمام ادبیات مربوط به حجاب همین مطالبی است که بیان کردم؛ رسانهها باید در این زمینه تحقیق و بررسی کنند و شما نیز باید به دنبال یافتن شیوههای مناسب گفتوگو باشید. بااینحال، یکی از نکاتی که پیشتر بهصورت مفصل مطرح کردهام، این است که باید به پیامدهای وضعیتی توجه کنیم که امروز شاهد آن هستیم و بهسرعت به سمت آن پیش میرویم.
پیامد این وضعیت چیست؟ یکی از نتایج آن، همین آمارهای طلاق است. نتیجه دیگر، کاهش آمار ازدواج و افزایش آمار طلاق است. حرف من در یک جمله این است: خانوادهها، پدران، مادران، دختران و پسران، اگر به این نوع زندگی رضایت دارید، باید بدانید که محصول وضعیتی که امروز متأسفانه به سمت آن پیش میرویم، همین است؛ وضعیتی که در آن، آزادیها به تمام عرصههای زندگی گسترش پیدا میکند و دیگر حدومرزی برای آن در نظر گرفته نمیشود.
اگر به این وضعیت رضایت داریم، باید بدانیم که در آینده با همان مشکلاتی مواجه خواهیم شد که کشورهای غربی با آنها روبهرو هستند. شما بهتر از من میدانید که مشکل جوامع غربی چیست. نخست اینکه انسان بهراحتی نمیتواند در یک حد مشخص متوقف شود؛ زیرا میل به زیادهخواهی دارد و همواره میخواهد یک قدم جلوتر برود. اکنون آیا تصور میکنید در کشورهای اروپایی و غربی که چنین آزادیهایی را پذیرفتهاند، مسئله با برداشتن روسری تمام شده است؟
من حتی از بیان برخی انحرافات اخلاقی که در این جوامع به وجود آمده است، در یک برنامه رسمی رسانهای شرم میکنم. شما باید این مسائل را بهصورت غیرمستقیم و با رعایت ملاحظات لازم در رسانهها مطرح کنید. در روزنامهها و مطبوعات خودشان نیز درباره این مسائل مطالبی منتشر میشود. پناه بر خدا، کار به جایی رسیده است که مؤسسات دفاع از حیوانات نیز در غرب به میدان آمدهاند و میگویند به حیوانات رحم کنید!
وقتی انسان خود را در برابر هر نوع خواستهای آزاد ببیند و هیچ حدومرزی برای خود قائل نباشد، دیگر حد توقفی برای او باقی نمیماند. در چنین شرایطی، نه خانواده معنای سابق خود را حفظ میکند، نه روابط انسانی در چارچوب مشخصی قرار میگیرد و نه حتی روابط کوتاهمدت و یکساعته و دوساعته محدودیتی برای افراد ایجاد میکند. این وضعیت میتواند تا جایی پیش برود که مرزهای اخلاقی و انسانی نیز نادیده گرفته شوند.

حرف من این است که باید این پیام را به پسران، دختران، پدران، مادران و همه مخاطبان منتقل کنیم که مسئله فقط یک روسری نیست. اگر این وضعیت را مقدمهای برای رسیدن به شرایطی میدانیم که در آن، ازدواج دیگر معنایی نداشته باشد و پسر و دختر بدون پذیرش مسئولیتهای زندگی مشترک بتوانند هر نوع ارتباطی برقرار کنند، باید درباره پیامدهای آن نیز فکر کنیم. در چنین شرایطی، در آینده با چه وضعیتی در زمینه نسل، اخلاق و بنیان خانواده مواجه خواهیم شد؟ همچنین باید به خیانتهایی که در این زمینه رخ میدهد و من از بیان جزئیات آنها در رسانه معذورم، توجه کنیم.
در همین زمینه، اجازه بدهید به موضوع فضای مجازی اشاره کنم. رهبر شهید ما بارها تأکید میکردند که فضای مجازی هم فرصت است و هم تهدید. من این پرسش را مطرح میکنم که آیا واقعاً امروز بیشتر از فرصتهای فضای مجازی استفاده میکنیم یا گرفتار تهدیدهای آن شدهایم؟ چه اندازه از ظرفیتهای مثبت آن بهره میبریم و چه اندازه با آسیبهای آن مواجه هستیم؟
برای مثال، یک خانواده را در نظر بگیرید؛ پدر، مادر، دختر و پسر. این مثال را صرفاً برای روشن شدن بحث مطرح میکنم و نسبت به خود این مثال نیز حساسیتی ندارم؛ هرچند گاهی همین بخش از سخنان من را جدا میکنند و بهصورت کلیپ منتشر میکنند، گویی که من فقط درباره همین موضوع صحبت کردهام.
اگر قرار باشد دختر و پسر، زن و شوهر و دیگر اعضای خانواده، همگی به شکلی که امروز در اینستاگرام حضور دارند، از این فضا استفاده کنند، باید از خود بپرسیم که آیا از فرصتهای آن بهره میبرند یا گرفتار تهدیدهایش میشوند. این یک واقعیت است که اگر انسان شبانهروز در معرض مسائل غیراخلاقی قرار بگیرد و هیچ مرزی برای خود نشناسد، با آسیبهای جدی مواجه خواهد شد. همانطور که عرض کردم، مسئله فقط روسری نیست؛ موضوع، لایههای بعدی این وضعیت است که اگر به آنها توجه نشود، ممکن است دیگر چیزی از حدود و مرزهای اخلاقی باقی نماند.
من میگویم اگر به این وضعیت رضایت داریم، بسمالله؛ بیاییم همین مسیر را ادامه دهیم. اما اگر راضی نیستیم، باید به پیامدهای آن توجه کنیم. آیا واقعاً میخواهیم به شرایطی برسیم که امروز در برخی جوامع غربی شاهد آن هستیم؛ شرایطی که به گفته من، بنیان خانه و خانواده در آن تضعیف شده است؟
شما بهتر از من اطلاع دارید که چرا بسیاری از کشورهای غربی مهاجرپذیر هستند. برخی تصور میکنند که این کشورها صرفاً از روی انساندوستی مهاجر میپذیرند، اما قطعاً مسئله به این سادگی نیست. جوانان ما ممکن است از آمارها و اطلاعات مربوط به این موضوع اطلاع نداشته باشند و رسانهها نیز به اندازه کافی به بررسی این مسائل نپرداخته باشند.
برای مثال، چرا کشورهایی مانند آلمان، سوئد و دانمارک صدها هزار مهاجر میپذیرند؟ یکی از مسائلی که در این زمینه مطرح میشود، نگرانی درباره کاهش جمعیت و آینده نسل بومی این کشورهاست. این کشورها خودشان درباره آمارهای جمعیتی و تغییرات آینده جمعیتشان اطلاعاتی ارائه میکنند. پیشبینیهایی نیز مطرح شده است مبنی بر اینکه تا سال ۲۰۵۰، وضعیت جمعیت بومی در برخی از این کشورها با تغییرات قابلتوجهی مواجه خواهد شد. مسئله این است که کاهش جمعیت و تداوم این روند میتواند آینده جمعیتی آنها را تحت تأثیر قرار دهد و مهاجرپذیری نیز در همین چارچوب قابل بررسی است.
من این مطالب را با تأکید بر اهمیت آگاهی از اطلاعات و آمارهای مربوط به این موضوع عرض میکنم. اگر ما نیز به چنین شرایطی رضایت داریم، میتوانیم همین مسیر را ادامه دهیم؛ اما اگر راضی نیستیم، باید درباره آن تأمل کنیم و پیامدهای آن را برای جامعه خودمان در نظر بگیریم.
بنابراین، باید به مخاطبان بگوییم که موضوع صرفاً حجاب نیست؛ بلکه حجاب با عفاف، پاکی و نوع زندگی خانوادگی ارتباط دارد. مسئله، حفظ همان الگوی زندگی است که در سیره صدیقه طاهره سلاماللهعلیها مشاهده میکنیم.بار دیگر تأکید میکنم که با این چند جمله نمیتوانم ادعا کنم پیامم بهطور کامل منتقل شده است؛ اما بخش مهمی از مسئولیت در این زمینه بر عهده رسانههاست. به نظر من، رسانهها هنوز آنگونه که باید به این موضوع اهمیت ندادهاند.
تهیه و تنظیم: نقی امینی
مشاهده و دانلود فیلم










نظر شما